من اگه خسته شبیه تن ایران بودم...

از هشت و نیم شب که پامو گذاشتم توی آشپزخونه تا همین الآن کار داشتم. کف پاهام درد میکنه.بشور و بساب و پخت و پز. من هم خیلی آهسته و خوش‌خوش کار می‌کنم البته. واِلا فقط یه شام حاضری پختم و برای ناهار فردا سالاد الویه درست کردم.یه سفر کوتاه درون استانی در پیش داریم. با همه‌ی استرسها، زندگی در جریانه. کاش حالم جوری بود که میگفتم سفر بهترش می‌کنه..

10
قدرت گرفته از بلاگیکس ©